و بيتالمقدس اظهار شده كه واعظي گفت در مسجد عُمَر 40,000 نفر به نماز ايستاده بود و ديگري گفت كه در جامع دمشق 30,000 تن نماز ميخواندند. در اينجا هم همان خرافاتي را ميشود يافت كه در مورد زيارتگاههاي مسيحي وجود داشت و اين هماهنگي تصادفي حاكي از شباهت اذهان بشري در اديان مختلف است. مقايسه را ميتوان فراتر برد، چون در اين مورد هم ايمان با ملاحظات دنيوي درآميخته بود. به زايران خاطرنشان ميشد كه نُه عشرِ ثروت جهان در شام است و بنابراين، دفاع و نگهداري آن ارزش داشت. كتاب ديگري درباب بركات بيتالمقدس توسط احمدبن محمد مَقدَسي در سال 1351 نوشته شده است. باز دو كتاب ديگر را از همان قبيل ميتوان ذكر كرد:
مُثيرَالغَرام في زيارة الخليل عام از اسحاقبن ابراهيم تَدمُري شافعي (وفات: 1429)، و
كواكب السَيارة في ترتيب الزيارة في القَرافَتين الكبري و الصغري1، كه در سال 1401 توسط محمدبن عبدالله سعوديبن زيات در باب قبور متبرك قاهره نوشته شده است.
¿ بروكلمان، ج 2، ص 131؛ پيوست 2؛ 162، عطيه، ص 468 ـ 469؛ 945، 1938.
چنين كتابهايي به آثار مكانشناسي مربوط است. آنها با همهٴ سادگيشان، گاه ممكن است به انسان در اصلاح يا دقيقتر ساختن موضوعات تاريخي كمك كنند. از آنها بايد در اينجا ياد ميشد، ولو بدان سبب كه كتابهاي مشابه يهودي و مسيحي درمورد زيارت قبلاً ذكر شدهاند.
نيازهاي ديني، بهويژه ضرورت اماكن متبرك و اعتقاد به اينكه اين اعمال خير موجب رستگاري انسان ميگردد، واقعاً جنبهٴ جهاني دارد.
باكُووي در اواخر سدهٴ چهاردهم يا آغاز سدهٴ پانزدهم آثار البلاد قزويني را تلخيص كرد.
مزيت آن به كتاب اصلي عرضهٴ مختصات جغرافيايي اماكن ذكر شده است، ولي كار نامرسومي هم كرده و آن تقسيم اسامي نقاط بهترتيب الفبايي در هفت اقليم بهطور جداگانه است.
قَلقَشندي در سال 1387 تأليف دايرةالمعارف بزرگي را آغاز كرد كه بيست و پنج سال بعد به اتمام رسيد و شامل معلومات جغرافيايي زيادي است. اين كتاب كه
صبح الاٴعشي نام دارد، به سبك مسالك الاٴبصار در نيم قرن پيش از آن تنظيم شده و مانند آن بهمنظور استفادهٴ اهل ديوان در قلمرو مماليك بوده است. احتمال بسيار دارد كه تعداد زيادي از دايرةالمعارفهاي لاتيني، عربي، فارسي، چيني با حمايت شاهان و وزيران براي همين منظور تأليف گرديده، كه اطلاعات تاريخي، جغرافيايي، اداري و ادبي را در اختيار مستوفيان و منشيان قرار دهد. نيازهاي اداري فرمانروايان و حكام خيلي مبرمتر از نياز فضلا بود و آنان امكاناتي براي ترويج اين اقدامات وسيع داشتند كه در اختيار فضلا نبود.